رمان
"زمین به خواست ما نمی چرخد"
نویسنده:F.N![]()

اغاز فصل دوم
وقتی رسیدم به سمت پارکینگ شرکت تجاری رز طرف قرار داد شرکت ما حرکت کردم دم در ورودی کارت دعوت نشون دادم تا بهم اجازه ورود بدن بعد که کارت و ازم گرفتن یه نگاه بهش کردندو رو کرد به مرد دیگه ای که اونطرف در بود گفت :زنجیر و بازکن کارت رو بهم بر گردوند با یک لحجه فوق العاده افتضاح گفت:your welcome
-ممنون
بعد هم بایک نیش گاز حرکت کردم و منتظر عکس العمل مسئول پارکینگ نشدم. بعد از پارک ماشین به سمت اسانسور حرکت کردم و در همون لحظه موبایلم زنگ خورد از داخل جیبم درش اوردم یک نگاه به صفحه کردم به انگلیسی گفتم:دارم میام بالا
یکی از بچه ها تیم بود وارد اسانسور شدم شماره 9 فشردم و منتظر ایستادم تا اسانسور برسه بعد حدود چند ثانی صدای نامیزون زن اعلام کرد طبقه 9ام..در باز شد مثل همیشه بایک جذبه خواست و غرور تکبر همیشگی وارد شدم به همراه بچه ها که شامل مدیر بازرگانی،مدیر مالی و من که پست مدیر عامل شرکت بر عهدم بود با راهنمائی منشی وارد اتاق ریاست شدیم.مرد میانسالی که حدودا50،55 سال بهش میخورد از پشت میزش پا شد و بالحجه قابل قبول به همون خوش امد گفت ابراز خوشبختی کرد.
مرد میانسال:خیلی خوش امدید لرد مجستیک من سائب پور هستم مدیر شرکت تجاری رز
-ممنون اقای سائب پور باید عرض کنم خدمت تون که لرد پدرم هستند من فرانک مجستیک مدیر عامل کمپانی IIE هستم
سائب پور:اوه صحیح متاسفم فرانک عزیز بفرمائید لطفا
بعد به مبلها اشاره کرد .اوه این زود پسر خاله شد این...یک تای ابرومو دادم بالا و در همین حال نشستم.که فکر کنم متوجه شد زیادی صمیمی شده حرفش اصلاح کرد و گفت:اوه من معذرت می خوام اقای مجستیک
-خواهش می کنم خُب بهتره از تعارفات معمول ایرانی بگذریم و به اصل مطلب یعنی قرار داد بین دو شرکت بپردازیم
سائب پور:البته، خُب همین طور که طی مکاتبات بین دو شرکت......
یهو در اتاق خیلی ناگهانی باز شد یک دختر خیلی بی پروا خود شو پرت کرد تو گفت:های ددی.....
که با دیدن ما چشاش اندازه توپ بلینگ شد به لکنت افتاد دگفت:اِمم...چیزه....نه یعنی.....خیلی خوش امدید
بعد یک از اون لبخندایی که وقتی ادم خراب کاری می کنه زد سریع در رفت.
دانای کل*
نام:رز
نام خانوادگی:سائب پور
نسبت:دختر رئیس شرکت رز مهدس سائب پور
سن:24 سال
تحصیلات:در حال ادامه تحصیل
رشته تحصیلی:روانشناسی بالینی
علایق:والیبال،رمان های عاشقانه ، موسیقی رپ و پاپ
تنفرات:(دیگه دارین پرو میشین)
ادامه دارد.........
رمان نویس نوپا...ما را در سایت رمان نویس نوپا دنبال میکنید
برچسب: قسمت اول فصل دوم فریحا,قسمت اول فصل دوم قبول میکنم,قسمت اول فصل دوم سریال قبول میکنم,قسمت اول فصل دوم اواتار کورا,قسمت اول فصل دوم سریال فریحا,قسمت اول فصل دوم سریال arrow,قسمت اول فصل دوم arrow,قسمت اول قبول میکنم فصل دوم,قسمت اول فصل دوم ستایش,قسمت اول فصل دوم بن تن, نویسنده: بازدید: 39